۲۷ آبان ۱۳۹۷ ساعت ۲۲ و ۰۳ دقیقه

  لطف كنيد مدتي با هم دوست باشيم!

تاريخ ثبت : ۶ فروردین ۱۳۹۳ ساعت ۱۵ و ۱۴ دقیقه
 

لطف كنيد مدتي با هم دوست باشيم!

 

مسائل زيادي درباره دوستي در محيط دانشگاه، مطرح است. در همين راستا پاسخي را كه نشريه، به سوالي يكي از مخاطبان نشريه داده است تقديم حضورتان مي كنيم.

دختري 19 ساله ام و دانشجوي ترم اول كامپيوتر. مي خواهم كمي صادقانه با شما حرف بزنم. دلم نمي خواهد فكر كنيد دارم از خودم تعريف مي كنم. من تا قبل از ورود به دانشگاه، با هيچ پسري ارتباط نداشته ام. اوايل كه مي خواستم به دانشگاه بروم، از محيط آن كمي مي ترسيدم و بعد، كم كم عادت كردم. در كلاس ما بچه هاي مختلفي هستند. اوايل خيلي خوب مي گذشت و بنده هم هيچ قصدي در هيچ كدام از بچه ها نمي ديدم؛ چون خودم از ماجراهاي دوست هاي خياباني، كاملاً خبر داشتم و هميشه مواظب بودم مبادا كاري كنم كه آبروي خودم و خانواده ام برود. يك ماه كه از شروع كلاس هايمان گذشت، كم‌كم با بچه ها خو گرفتم و سلام و احوال‌پرسي با آنها برايم عادي شد. در اين بين، با دختري دوست شدم كه او به راحتي با پسرها سلام و عليك داشت و مدتي بعد، سلام كردن به پسرها هم شروع شد. آنها هم به ما سلام مي كردند .يك روز كه با دوستم از دانشگاه بيرون مي رفتيم، صدايي از پشت سر، توجه مرا جلب كرد؛ كسي من و دوستم را صدا مي كرد. ما ايستاديم. او نزديك آمد و گفت: خانم! مي خواهم با شما حرفي بزنم. اول كمي عقب‌نشيني كردم؛ ولي بعد گفتم: بفرماييد. گفت: نمي شود؛ بايد تنها با شما حرف بزنم. كمي از دوستم فاصله گرفتم و گفتم بفرماييد. گفت: ببخشيد! مدتي است شما را زير نظر دارم و از اخلاق شما خيلي خوشم آمده است و دربارة شما كمي هم تحقيق كرده ام. اگر لطف كنيد، مدتي با هم دوست باشيم! حالم خيلي خراب شد و خيلي سريع با او تندي كردم و بعد از آن، حدود سه ساعت فقط گريه مي كردم و افسوس مي خوردم كه او چرا بايد اين حرف را به من بزند؛ مگر من چه كار كرده بودم. دوستم دلداري ام مي داد و سعي مي كرد آرامم كند. من به دوستم گفتم: برو به او بگو: خيلي احمقي كه از اين حرف ها مي زني و پس از آن، تصميم گرفتم با او حرف نزنم و قهر كنم! هفته ها و ماه ها گذشت و من هنوز با او قهر بودم؛ ولي در تمام مدت به فكر او و آن جمله اي بودم كه خيلي از پسرها با آن، دخترها را فريب مي دهند. دوستم چندين بار دفتر و جزوه هايش را به او داده بود و پيش من خيلي از او تعريف مي كرد. كم كم حس حسادت در من به وجود آمد و حسودي مي كردم كه دوستم با او حرف مي زند؛ ولي من نه! روزها بود كه دوستم مي گفت: «فلاني آن جاست؛ برويم به او سلام كنيم». من مي گفتم: نه، خودت برو؛ من نمي آيم و او مي رفت. امتحانات پايان ترم، تمام شد و من و او مجبور بوديم، جز وقت امتحان، همديگر را نبينيم. نمي دانم چگونه شد كه با او سخن گفتم و اين كار، بغض سكوت ميان ما را شكست و او شروع به حرف زدن كرد. خيلي خوشحال بودم كه با او حرف زدم؛ چون دلم به حالش مي سوخت و از يك نظر ناراحت بودم؛ چون ممكن بود دوباره رويش باز شود و حرف هايي كه نبايد بگويد، بر زبان براند.

از شما مشاور محترم، سؤالاتي دارم: آيا اصلاً كار اشتباهي كردم كه با بچه هاي كلاسمان ارتباط برقرار كردم؟ در مسئله اي كه پيش آمد، اشتباهم كجا بود؟ به نظر شما، خانم... مي تواند دوست خوبي برايم باشد؟ به نظر شما، بايد هنوز با او قهر كنم و چهار ماه قهر كم بود؟ در چنين مواقعي، چگونه بايد رفتار كنم؛ آيا با او كلاً حرف نزنم؟ آيا او را چون برادر دوست داشتن، گناه است؟ كمي مرا نصيحت و راهنمايي كنيد.

 

قبل از پرداختن به پاسخ، از حسن اعتمادتان به پرسمان، تشكر مي كنيم و اميدواريم كه پاسخ ارائه شده، راهگشاي مشكلاتتان باشد.

مشكلات و پرسش هاي شما را مي توان در چهار محور زير خلاصه كرد:

1. ارتباط با دوستان و همكلاسي ها، به ويژه ارتباط با جنس مخالف، چگونه است؟

2. مشكل اصلي جريان ذكر شده، در كجا ريشه دارد؟

3. راه‌حل درست اين مشكل و جلوگيري از عوارض بعدي آن چيست؟

4. براي رهايي از چنين دام هاي شيطاني و گرفتار نشدن مجدد در آنها، چه بايد كرد؟

 

ارتباط با دوستان و جنس مخالف

انسان، به ويژه جوان، به ارتباط اجتماعي نيازمند است؛ زيرا آدمي، موجود اجتماعي است و ارتباط با ديگران، پاسخ آن نياز دروني به شمار مي آيد. انتخاب همسالان و همكلاسي ها، مي تواند نشان دهندة درايت و تعقل فرد باشد و زمينة رشد فكري و اجتماعي و علمي اش را فراهم آورد و به عبارت ديگر، ما از طريق ارتباط با ديگران و انتخاب دوست كه به شكل گيري شخصيت انسان مي انجامد، يكي از نيازهاي مهم زندگي خود را برآورده مي سازيم؛ اما آن چه بايد بيش از لزوم داشتن ارتباط با ديگران، مورد توجه و حساسيت معقول قرار گيرد، ميزان و چگونگي ارتباط با همسالان و همكلاسي ها و انتخاب دوست است.

داشتن روابط، ضرورت دارد؛ ولي چگونگي آن، از اهميت بيشتري برخوردار است؛ به گونه اي كه وقتي نحوة ارتباط به اصل مسئله آسيب رساند، براي حفظ امور مهم تر و حياتي تر، بايد از ارتباط چشم پوشيد. خردمند، كسي نيست كه بتواند بين خير و شر، خير را تشخيص دهد و انتخاب كند؛ بلكه خردمند، آن كسي است كه بين دو شرّ، آن چه را شرش كمتر است برگزيند. بنابراين، بايد در ارتباط با همكلاسي ها، به ويژه انتخاب دوست و استحكام بخشيدن به روابط دوستانه، دقت و توجه جدي داشت. از فرد تحصيل كرده اي چون شما انتظار مي رود كه با انديشة صحيح خود، ديگران را به هدايت و پاكي دعوت كنيد و از طريق دوستي، بر ديگران تأثير گذار باشيد؛ نه آن كه از ديگران تأثير بپذيريد.

ارتباط با جنس مخالف، موضوعي مهم و حساس است و اگر خطرها و زيان هاي ارتباط، اصل مسئلة رابطه با ديگران را مخدوش سازد و از محدودة مجاز و صحيح ارتباط خارج شود و ارزش هاي اخلاقي را زير پا گذارد، بايد جداً از آن پرهيز كرد؛ زيرا شرايط و فضا و نيز محتواي اين رابطه ها، با موازين و آداب اخلاقي و مذهبي، سازگار نيست و در اكثر قريب به اتفاق موارد، به انتقال پيام هاي احساسي، عاطفي، جنسي و... كه ريشة شيطاني دارند، مي انجامد. بنابراين، معيار داوري دربارة روابط افراد، به ويژه جنس مخالف، توجه به مقررات و موازين عقلي و شرعي ارتباط است. در ارتباط با جنس مخالف بايد دست كم به دو نكتة اساسي زير توجه كافي شود:

1. رعايت حيا و عفاف كه فراتر از پوشش و حجاب است.

2. تكبرورزي دخترانه.

اگر صميميت، رفاقت، محبت و مهرورزي بنياد ارتباط با جنس مخالف باشد، اين رابطه، آسيب پذير و چراگاه شيطان است. دختر در ارتباط با جنس مخالف، بايد متكبرانه برخورد كند تا از آفت هاي ارتباط كه هر لحظه ممكن است خرمن عفت و پاكي اش را به خطر اندازد، مصون ماند؛ هر چند اصل بر عدم ارتباط با جنس مخالف است؛ زيرا خداوند متعال، در سوره هاي مائده و نساء، مردان و زنان را از ارتباط پنهاني با يكديگر باز داشته است. اميرمؤمنان، حضرت علي‌عليه‌السلام نيز به خاطر شدت پرهيزگاري، از سلام كردن به زنان اجتناب مي ورزيد. بي‌ترديد ما از حضرت علي‌عليه‌السلام زاهدتر، با معنويت تر و مطمئن تر نيستيم. وقتي آن حضرت چنين احتياط مي كرد، وظيفة ما روشن و بي نياز از توضيح است. بنابراين، ضمن تأكيد مجدد بر حفظ حرمت انساني، شما را به رعايت مقررات ديني و اخلاقي در ارتباط‌ها، به ويژه رابطه با جنس مخالف، توصيه مي كنيم. مبادا با نگاهي آلوده و كلامي خلاف موازين شرعي، سرماية انساني و عفت و حيا و كرامت انساني خود را به خطر اندازيد.

 

اشتباه اصلي شما

ريشة مشكل و اشتباه اصلي شما آن است كه با وجود آگاهي از فضاي ناسالم محيط‌هاي اجتماعي و...، در انتخاب دوست مناسب، دقت كافي مبذول نداشته ايد. شما حتي در برابر خروج دوست همكلاسي تان از حدود اخلاق و شرع و ارتباط آسانش با جنس مخالف، حساسيت نشان نداديد و او را از اين عمل، نهي نكرديد. ممكن است بگوييد به سخن شما توجه نمي كرد. در اين صورت، بايد از رابطة خويش با وي، چشم مي پوشيديد. شما كه از مشكلات فرهنگي و جريان هاي اخلاقي جامعه آگاه بوديد و قبل از ورود به دانشگاه، فطرت پاكتان شما را از ايجاد ارتباط با دوستان ناباب و جنس مخالف، باز مي داشت، چگونه يك ماه پس از ورود به دانشگاه، اين مسئله را عادي پنداشتيد و به تدريج، در دامي كه از آن مي گريختيد، گرفتار آمديد؟

بي‌ترديد، اين پديده، تأثير تدريجي و ناخودآگاه دوستي را مي نماياند كه در مدتي كوتاه، آن چه فطرت پاكتان زشت مي شمرد، از ياد برديد و ديدگاهتان دگرگون شد. بنابراين بي‌توجهي در انتخاب دوست و ارزشمند تلقي كردن برخي از ويژگي هاي رفتاري (داشتن دوست پسر) سبب شد در پي توجيه روابط با پسران برآييد؛ هر چند در نخستين ارتباط كلامي با آن پسر، دچار شوك شديد و گمان نمي كرديد شما نيز مورد تهديد و خطر قرار گيريد. بي‌ترديد، وقتي آن پسر دانشجو ارتباط نزديك و صميمانة شما و دوستتان را مشاهده كرد، شما را همفكر او پنداشت و به خود جرأت داد كه از دوستي و ارتباط عاطفي با شما سخن گويد. بنابراين، اشتباه اساسي شما - افزون بر انتخاب دوستي كه هنوز از انديشه و رفتار و شخصيت اجتماعي و خانوادگي او آگاهي كامل نداشتيد - ايجاد ارتباط با جنس مخالف و ادامة ارتباط با وي، به عنوان يك ارزش اجتماعي و احساس حقارت از نداشتن اين گونه روابط بود. با اين مقدمه، روشن مي شود كه آن دختر همكلاسي تان، براي شما كه به ارزش هاي اخلاقي - ديني پاي‌بند و از سابقه اي روشن و ارزشمند برخوردار هستيد، دوست خوبي نيست.

در ترك ارتباط با دوست پسر، هرگز ترديد نداشته باشيد؛ زيرا چنين ارتباط هايي هم مورد نهي عقل و شرع است و هم مخالف عرفِ جامعة سالم. مطمئناً بايد او و هر فرد ديگري را از ذهن خود بيرون كنيد و حتي انديشيدن در اين باره، مزاحم كار اصلي شما (تحصيل علم) است شما بايد مانند سال هاي پيش از ورود به دانشگاه، ذهن و رفتارتان را از اين گونه مسائل، خالي كنيد؛ زيرا ارزش، در حفظ عفاف و پاكي است.

 

راه‌حل صحيح مشكل شما

در پاسخ به اين مسئله، توجه به امور زير، ضرورت دارد:

1. ريشة اشتباه خود را به دقت بررسي كنيد.

2. شما كه در ابتداي زندگي علمي و دانشگاهي به سر مي بريد، از توانايي و استعداد كافي براي پيشرفت تحصيلي برخورداريد و خداوند، توفيق قبولي در يك رشتة خوب و كارآمد و احتمالاً مورد علاقه تان را به شما عطا كرده است، اين فرصت طلايي را قدر بدانيد و به ارزش آن توجه كنيد. بنابراين، در دورة كوتاه و حساس دانشجويي كه مي تواند زمينة خوشبختي و سعادت آينده تان را فراهم آورد، تمام همت و تلاشتان را در تحصيل دانش قرار دهيد و بدانيد كه تنها مسئوليت دانشجو، دانش اندوزي است. بنابراين، شما نيز جز درس و مطالعه و تحقيق، به چيزي نينديشيد. اين كه با فلاني چه كنم، با زندگي تحصيلي شما و دانشجويي شما سازگار نيست. هرگز اجازه ندهيد شخصي نا آشنا كه تنها چند بار او را در كلاس ديده ايد، مسير زندگي‌تان را تغيير دهد. براي اين كار به امور زير توجه كنيد:

الف) ذهن خود را به اين اوهام و افكار بي‌ثمر، آلوده نسازيد.

ب) از موقعيت ها و مكان هايي كه آنها حضور دارند يا به گونه اي موجب ورود انديشه هاي زيان‌بار به ذهنتان مي شود، پرهيز كنيد و بكوشيد كه زندگي روزانه تان، بر اساس يك برنامه‌ريزي درست و حساب شده، پيش رود.

ج) در رفتار با جنس مخالف، حيا، عفت و تكبرورزي را اساس كار قرار دهيد.

د) در زندگي و به ويژه روابط اجتماعي، جز به رضايت خداوند، نينديشيد و در انتخاب دوست، دقت كافي داشته باشيد.

ه) تا وقتي تصميم به ازدواج نگرفته ايد، انديشة ارتباط با جنس مخالف را از ذهن بيرون كنيد و در آن زمان نيز به شكل مناسب و به طور رسمي و تحت نظر خانواده، عمل كنيد و از هر گونه ارتباط مستقيم با شخصي، حتي براي آشنايي پيدا كردن از اوضاع و احوال فردي و خانوادگي وي براي ازدواج، بپرهيزيد.

 

چند نكته

هر چند درخواست نصيحت و شنيدن پند و اندرز و گرفتن راهنمايي از افراد با تجربه و كارشناس، از انديشة بسياري از مردم، به ويژه جوانان، رخت بربسته، ولي تقاضاي شما را كه نشان دهندة بيداري وجدان و سلامت فطرت است، ارج مي نهيم و شما را تحسين مي كنيم. اميدواريم اين نداي حق‌طلب و كمال‌جوي شما خواهر عزيز و جوياي رشد و كمال، هميشه زنده و پايدار باشد.

1. در روايتي آمده است: نگاه حرام، تيري زهرآلود از تيرهاي شيطان است و چشم ها، دام شيطانند. معمولاً انديشه در پي چيزي مي رود كه چشم ديده است. بنابراين، بهتر است انسان به كنترل نگاهش پردازد؛ تا دچار انحراف فكر و انديشه نشود. نگاه خود را كنترل كنيد و بدانيد كه شيطان در ارتباط دو نامحرم، شركت فعال دارد. او در پيشگاه خداوند سبحان، سوگند ياد كرده است كه جز به گمراهي انسان ها نينديشد و هر گاه دو نامحرم خلوت كردند، در جمع آنها شركت جويد. بنابراين، از خلوت كردن با جنس مخالف، هر چند به بهانة گفت‌وگوي دوستانه علمي، سخت بپرهيزيد و بدانيد كه شيطان، هيچ گاه به طور مستقيم، آدمي را به خيانت و خلاف دعوت نمي كند. انسان نيز از آغاز در پي انحراف فكري و عملي نيست؛ بلكه شيطان او را در موقعيتي قرار مي دهد كه فرد به صورت ناخودآگاه، به سوي زشتي گام بر دارد.

2. در تقويت حيا و عفت خود بيشتر بكوشيد؛ زيرا رسول گرامي‌صلي‌الله‌عليه‌وآله مي فرمايد: اگر كسي حيا نداشته باشد، به هر كاري دست مي زند. حفظ پاكي و داشتن عفت، ماية زينت انسان است.

3. در انتخاب دوست، دقت كنيد. دوست خوب، كسي است كه افزون بر وفاداري و تعهد و آگاهي و بينش و دورانديشي، به مقررات اخلاقي و آداب اجتماعي و خانوادگي و از همه مهم تر، قوانين و دستورات شرعي، پاي‌بند باشد. بي‌ترديد، كسي كه به مفاسد اخلاقي، آلوده و با دستورهاي ديني و اخلاقي، بيگانه است، شايستة دوستي نيست. كسي كه از ارتباط با نامحرم و جنس مخالف نمي پرهيزد، معيار حيا و عفاف را زير پا مي‌گذارد و به جاي دعوت به خوبي ها و پيشرفت و تعالي، انسان را به ضد ارزش ها دعوت مي كند، شايستة رفاقت و مهرورزي نيست. با كسي دوست شويد كه نگاه به او، شما را به ياد خدا اندازد و گفت‌وگو با وي، سبب پيشرفت علمي و رشد معنوي شما شود.